سفارش تبلیغ
صبا
روایت جانبازی که صورتش را داد اما از سیرتش نگذشت

  روایت جانبازی که صورتش را داد اما از سیرتش نگذشت

28 سال برای دیدار با مقام معظم رهبری لحظه‌شماری می‌کنم/ 24 بار عمل جراحی صورت در یک سال

خبرگزاری تسنیم: حاج رجب محمدزاده نانوای بسیجی که سال 1366 در منطقه حور عراق بر اثر اصابت خمپاره صورت خود را از دست داد و امروز با 70 درصد جانبازی در هیاهوی شهر به فراموشی سپرده شده است.

 

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد مقدس، حاج رجب محمدزاده نانوای بسیجی که سال 1366 در منطقه حور عراق بر اثر اصابت خمپاره صورت خود را از دست داد و امروز با 70 درصد جانبازی در هیاهوی شهر به فراموشی سپرده شده است تنها برای اینکه سیرت دارد اما صورت ندارد.

ساکن یکی از محلات پائین شهر مشهد است، منطقه ایثارگران، به‌راستی که نام زیبنده‌ای است، برای دیدنش لحظه شماری می‌کردم، مدت‌ها بود پیگیر گفت‌وگو با جانباز 70 درصد مشهدی حاج رجب محمدزاده بودم و امروز همان روز است.

وارد منزل این جانباز که شدیم آقای محمدزاده و خانواده‌اش به استقبالمان آمدند، تصورش را هم نمی‌کردم، این‌همه رشادت و از خودگذشتگی را از کمتر کسی دیده‌ام، مردی 74 ساله که 24 بار صورتش را جراحی کرده است اما با تمام این اوصاف هنوز هم نمی‌تواند به‌درستی صحبت کند، غذا بخورد، نفس بکشد، ببیند، استشمام کند و... .

مردی با چهره‌ای درهم اما با قلبی پاک و ساده به استقبالمان آمد، تصورش برایم سخت بود، برای نخستین بار بود که جانبازی را با چنین چهره‌ای می‌دیدم، تا امروز هر وقت سخن از جانباز به میان می‌آمد ویلچر و دست و پای قطع‌شده به ذهنم خطور می‌کرد، هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم جانبازی از ناحیه صورت آسیب دیده باشد.

حاج رجب سال 64 به‌عنوان بسیجی، چهار مرحله به جبهه اعزام شده و آخرین باری که خاک جبهه را لمس کرده است، سال 66 و در مکانی به‌نام ماهوت عراق بوده است، اینها را طوبی زرندی همسرش گفت و افزود: در آن لحظه چهار نفر در سنگر حضور داشتند، یک سرباز رفته بود تا از تانکر آب بیاورد، حاج آقا هم در حال شکستن یخ بوده و بقیه هم خواب بودند که خمپاره جلوی سنگر می‌خورد، دوستش می‌گفت: یک‌دفعه دیدم آقا رجب افتاد، تا آمدم از جایم بلند شوم و به او کمک کنم دیدم نمی‌توانم، یک دست و یک پایم قطع شده بود و دیگر هم‌سنگری‌هایش هم شهید شده بودند، آن جانباز نیز چند سال پیش بر اثر جراحاتش شهید شد، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد حاج رجب زنده بماند.

حاج رجب با صدایی که به‌سختی و کمی نامفهوم شنیده می‌شد، لحظه مجروحیت خود را این‌گونه وصف کرد: زیاد یادم نیست، فقط اندازه یک ثانیه، در سنگر داشتم یخ می‌شکستم و دو نفر از هم‌رزمانم کنارم بودند، ناگهان نیروهای عراقی خمپاره زدند و بعد از اینکه احساس کردم خون زیادی از من می‌رود، بیهوش شدم. هم‌رزمانم فکر می‌کردند شهید شده‌ام، صورتم مانند یک تکه گوشت از بدنم جدا شده بود.

محمدرضا محمدزاده، فرزند بزرگ حاج رجب که تنها هشت سال پدرش را با صورت عادی‌اش دیده، اظهار کرد: دوم دبستان بودم، قبل از اینکه خبر جانباز شدن پدر را به ما بدهند، او نامه‌ای نوشته بود که مرخصی گرفته و به مشهد برمی‌گردد، ما هنوز از چیزی خبر نداشتیم تا اینکه یکی از هم‌رزمان پدرم من را در کوچه دید و پرسید: پدرت نیامده؟ من جواب دادم: نه، و او که باخبر از ماجرا بود، گفت: ان‌شاءالله خبرش می‌آید.

24 بار عمل جراحی صورت در یک سال

بعد از آن بود که متوجه شدیم جانباز شده ولی نمی‌دانستیم از چه ناحیه‌ای، فکر می‌کردیم دست یا پایش قطع شده است، اما وقتی وارد بیمارستان فاطمة الزهرا(ع) تهران شدیم من و مادرم با صحنه‌ای مواجه شدیم که برایمان قابل درک نبود، پدرم را فقط از پشت سر توانستم تشخیص دهیم، ترکشی که به او خورده بود تمام صورتش را از بین برده بود، پدرم 20 روز در بیمارستان تبریز بستری بود و 18 ماه در بیمارستان فاطمة الزهرای تهران و در این مدت ما حتی یک بار هم صدای او را نشنیدیم.

وی عنوان کرد: صورت پدر باندپیچی بود و نمی‌توانست صحبت کند و تکلم او در این مدت تنها از طریق نوشتن بود، روزهای سختی بود، 24 بار عمل روی صورت پدر انجام شد، صورت پدر بعد از اینکه مرخص شد و به منزل آمد مدام عفونت می‌کرد، شرایط سختی را گذراندیم خصوصاً مادرم روزهای سختی داشت، در هر یک از این عمل‌ها یک تکه پوست از دست، پا یا سرش جدا می‌کردند و به صورتش پیوند می‌زدند، از پوست سرش محاسنش را درست کردند، ولی استخوان دماغش جوش نخورد.

همسر محمدزاده از لحظه‌ای که برای نخستین بار همسرش را دید، گفت: بعد از اینکه باندهای صورتش را برداشتند دیدم فک بالای همسرم از بین رفته، صورتش صاف صاف شده بود و زبان کوچک ته گلویش به‌راحتی دیده می‌شد. یک چشمش هم به‌دلیل افتادگی نابینا شده بود و تنها چشم دیگرش آن هم از فاصله‌های نزدیک می‌بیند، بعد از دیدن آن صحنه از حال رفتم و در اتاق دیگری بستری شدم، آن‌قدر وضعیتش وخیم بود که در همان ابتدا وقتی متوجه میزان آسیب‌دیدگی همسرم می‌شوند، یک ملحفه سفید روی او می‌کشند، گوشه سالن رهایش می‌کنند تا تمام کند، ولی گویا یک پزشک جراح خارجی از کنارش رد می‌شود، وضعیت او را می‌بیند و می‌گوید: او را مداوا می‌کنم.

28 سال است نتوانسته سر سفره با خانواده غذا بخورد

همسر محمدزاده از خوابی که زندگی‌اش را تغییر داد، گفت: خواب دیدم در پایین جایی شبیه به جبل‌النور کوه‌سنگی ایستاده‌ام، مقام معظم رهبری در بالای این کوه دستشان را دراز کرده‌اند و مرا به بالای بلندی آوردند، مادر شهیدی را که کنارمان ایستاده بود نشان دادند و گفتند: مقام شما با مقام این مادر شهید یکی است، گاهی با خود می‌گفتم کاش رجب قطع نخاع می‌شد ولی این اتفاق نمی‌افتاد، بچه‌ها نیز کوچک بودند، نمی‌توانستند با شرایط کنار بیایند.

دختر حاج رجب می‌گوید: آرزوی پدرم این است که بعد از 26 سال لقمه نانی را در دهانش بگذارد و غذاهای خانگی بخورد به‌ویژه سالاد شیرازی که خیلی دوست دارد، پدرم تا یک سال فقط با سرنگ غذا می‌خورده است و الآن نیز با گذشت 28 سال فقط مایعات می‌خورد، حتی پدر به‌خاطر اینکه اعضای خانواده در سختی نباشند جدا از دیگر اعضای خانواده غذا می‌خورد، همیشه آرزویم این بوده است که تمام اعضای خانواده سر یک سفره غذا بخوریم.

همسرم جلوی چشمانمان روزی چند بار شهید می‌شود

همسرش تصریح کرد: تمام هم‌سنگرهایش به شهادت رسیدند اما 28 سال است که حاج رجب جلوی چشمانم روزی چند بار شهید می‌شود، خیلی سخت است، در خیابان همه او را به یک چشم دیگر نگاه می‌کنند، کمتر کسی باور می‌کند که حاج رجب جانباز باشد، اکثر مردم فکر می‌کنند بر اثر سوختگی و یا جذام صورتش به این شکل در آمده است. قبلاً در آپارتمان زندگی می‌کردیم اما به‌خاطر اینکه همسایه‌ها می‌ترسیدند مجبور شدیم جابه‌جا شویم، من که نمی‌توانم همسرم را در خانه زندانی کنم، او چهره‌اش را برای آزادی مردم ایران داده است، من نمی‌توانم آزادی‌اش را بگیرم.

پسرش افزود: پدرم را به‌خاطر عمل قلب باز در بیمارستان بستری کرده بودند، زمانی که حاج آقا عمل قلب باز در بیمارستان داشتند، در بخش آی‌سی‌یو مانیتورهایی برای ملاقات‌کنندگان جهت آگاهی از وضعیت بیمارشان نصب شده بود، وقتی برای ملاقات پدر به بیمارستان آمدیم، متوجه شدیم که مانیتور اتاق حاج آقا را قطع کرده‌اند، با پرس‌وجوهایی که کردم متوجه شدم مردم شکایت کرده و از تصویر پدرم ترسیده بودند، به همین دلیل مانیتور اتاقش را قطع کردند، این‌قدر رفت و آمد کردم تا پس از مدتی تصویر وصل شد ولی از دور پدرم را نشان می‌دادند، پرستاران بیمارستان داروهای پدر را نمی‌دادند و می‌گفتند: خودتان این کار را انجام دهید، برخورد مردم برای من خیلی سنگین بود، به آنها می‌گفتم: پدر من ترسناک نیست، او یک جانباز است مثل همه جانبازان دیگر... .

همسرش می‌گوید: طاقت شنیدن حرف‌های مردم را ندارم، وقتی بیرون می‌رویم و به حاج رجب توهینی می‌کنند، نمی‌توانم ساکت باشم، جوابشان را می‌دهم و در نهایت دعوایی اتفاق می‌افتد و ترس از این دعواها ما را خانه‌نشین کرده است، چند سال است با همسرم بیرون نرفته‌ام، رفتن یک روز خارج از شهر بر دلمان مانده است، بچه‌هایم بزرگ شده‌اند و امروز 6 نوه دارم اما هنوز فرزندانم با پدرشان به تفریح نرفته‌اند و این خیلی سخت است.

حاج رجب جانباز 70 درصد مشهدی هرچند صورت ندارد اما سیرت دارد، سیرتی که او را به درجه ایثارگری رسانده است به‌راستی که او ایثارگری را به حد اعلی رسانده است.

حاج رجب تنها جایی را که خیلی دوست دارد حرم امام رضا(ع) است، انگار عهد و پیمانی با امام رضا(ع) بسته است، که هر روز برای زیارت به حرم می‌رود، با همان کلمات شکسته‌ای که از دهانش بیرون می‌آید می‌گوید: می‌خواهم خدا از من راضی باشد، همین برایم اندازه تمام دنیا ارزش دارد، روزی هزار بار عذاب وجدان دارم که مردم با دیدن من اذیت و ناراحت می‌شوند و بچه‌ها می‌ترسند، این موضوع خیلی ناراحتم می‌کند.

نمی‌دانم شاید محمدزاده‌های زیادی در گوشه و کنار این شهر باشند که تمام زندگی و جوانی خود را برای دفاع از میهن و انقلاب و اسلام گذاشته‌اند و از خود گذشته‌اند و امروز حتی یادی از آنها نمی‌شود، کسانی که از خود گذشتند تا ما امروز بتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم.

دیدار با مقام معظم رهبری تنها خواسته جانباز مشهد

پدرم تنها آرزویش دیدار با مقام معظم رهبری است، در حالی که بنیاد شهید هر سال خانواده شهدا و جانبازان و ایثارگران را به دیدار رهبر می‌برد اما دریغ از اینکه در این 28 سال یک بار پدر من به دیدار مقام معظم رهبری رفته باشد، تمام تفریح پدر شده است رفتن به حرم آن هم بیشتر وقت‌ها تنهایی می‌رود، حتی راننده تاکسی‌ها نیز پدر را سوار نمی‌کنند، می‌گویند مسافران می‌ترسند.

حاج رجب محمدزاده که تنها آرزویش دیدار با مقام معظم رهبری بود چند روز گذشته در منزلش میزبان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران کشور بود و علاوه بر دلجویی از این جانباز به وی وعده داده شد تا  نیمه شهریورماه در دیداری که جانبازان با مقام معظم رهبری دارند این جانباز بتواند بعد از 28 سال به آرزوی خود برسد.

قطعاً از امروز حاج رجب محمدزاده برای شهریورماه و دیدار رهبر معظم انقلاب لحظه شماری می‌کند، عشق که باشد یک سال که سهل است کسانی هستند که 28 سال با صبر و استقامت انتظار بکشند.

گزارش از مرجان شریعت، عکاس جعفر کبوتری

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/468569



[ پنج شنبه 93/6/27 ] [ 8:18 عصر ] [ مرجان ] نظر
خزان بی انگیزگی بردستان قالیبافان خراسانی/ بیمه قالیبافان؛ یک با

تسنیم گزارش می‌دهد/

خزان بی انگیزگی بردستان قالیبافان خراسانی/ بیمه قالیبافان؛ یک بام و دو هوا

خبرگزاری تسنیم: خراسان یکی از قطب‌های بسیار مهم قالیبافی ایران است و بافندگی فرش در آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است شاید میزان این اهمیت را از نظرتعداد بافنده‌هایی که در مراکز متعدد قالیبافی این استان بکار بافندگی مشغولند بتوان درک کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد مقدس، قالیبافی خراسان در طول حیات یک هزار و پانصد ساله خود در زمان سلطنت شاهرخ میرزا "از سلسله تیموریان" یکی از شکوفاترین ادوار تاریخی خود را گذرانیده است و امروز نیز صرف نظر از کارگاه‌های شهری که زیر نظر استادکاران و کارگران ماهر سرپرستی و اداره می‌شوند، مناطق مشهور دیگری مانند بیرجند، قائنات، کاشمر، طبس و تربت حیدریه به بافت انواع قالی‌ها اشتغال دارند این مراکز با وجود برخورداری از وجوه مشترک فرهنگی و داشتن خصلت‌های همگون در بافت فرش،خصوصیات ویژه‌ای نیز دارند که با توجه به آنها فرش هر منطقه را می‌توان از دیگر مناطق تمیز داد.

فرش دستباف کالایی است که به خاطر چند بعدی بودنش، هنر و صنعت به شمار می رود یعنی نه تنها ارزآوری دارد بلکه قادر است پیام تمدن، فرهنگ و هنردوستی مردمان این سرزمین را به اقصی نقاط جهان برساند. از همین رو حمایت جدی از آن، هر دو حوزه مورد تأکید مقام معظم رهبری یعنی اقتصاد و فرهنگ را منتفع می‌کند.

هادی مخملباف رئیس اتحادیه فروشندگان و صادرکنندگان فرش دستباف خراسان رضوی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در مشهد مقدس اظهار کرد: فرش دستباف استان خراسان رضوی نسبت به سایر استان‌‌ها مزیت‌های ویژه‌ای دارد که مهمترین آن تنوع بافت و طرح است یکی دیگر از این مزیت‌ها که سبب تمایز فرش دستباف خراسان رضوی شده است تولید فرش تمام ابریشم و ابریشم دو رو است.

وی افزود: وجود بافت و انواع طرح‌ها و نقشه‌ها در شهرستان‌های نیشابور، کاشمر، سبزوار فرش دستباف استان خراسان رضوی را تبدیل به قطب برجسته تولید فرش در کشور کرده است همچنین تولید انواع تابلو فرش‌ها نیز رونق و انقلابی را در صادرات به وجود آورده و امروز جزو سبد صادراتی هر صادر کننده ای قرار دارد.

75 میلیون دلار صادرات استان خراسان رضوی

مخملباف خاطرنشان کرد: کشور چین به عنوان یکی از کشورهایی است که با وجود رقابت در عرصه‌های مختلف با ایران اما در عرصه فرش دستباف نتوانسته است به بازار ایران دست یابد و کماکان فرش دستباف و تابلو فرش‌های ایران در بازار چین مشتریان زیادی دارد.

رئیس اتحادیه فروشندگان و صادرکنندگان فرش دستباف خراسان رضوی تصریح کرد: استان خراسان رضوی 75میلیون دلار صادرات دارد و صادرات غیر از گمرک خراسان از دیگر گمرکات نیز انجام می‌شود که اغلب این صادرات در بازارهای سنتی اروپا خرید و فروش می‌شود و کشورهایی مانند برزیل،چین، ایتالیا و آفزیقای جنوبی کشورهای صادراتی هستند که فرش دستباف خراسان به آنها صادر می‌شود.

فعالیت 90 هزار بافنده در استان خراسان رضوی

وی با اشاره به مشکلات تولید کنندگان فرش دستباف گفت: عدم تبلیغات در چند دهه اخیر برای نشان دادن شان فرش دستباف بسیار ضعیف بوده است و کمتر به نسل جدید در کشورهای اروپایی که مرکز پخش فرش دستباف هستند معرفی شده است بنابراین باید فرش دستباف را بهتر به جهانیان معرفی و علاقمندی ایجاد کنیم.

مخملباف عنوان کرد: 90 هزار بافنده در استان خراسان رضوی داریم، این تعداد بافنده در طول سال 650 هزار متر تولید می‌کنند که نزدیک به 40 تا 50 درصد آنها تحت پوشش بیمه قالیبافان هستند و در بیمه بافندگان به دنبال منزلت اجتماعی بافنده هستیم تا منزلت اجتماعی بافنده حفظ شود.

وی با اشاره به صدور مجوز برای کارگاه‌های متمرکز و نیمه متمرکز گفت: کارگاه‌ها برای دریافت مجوز باید دارای استانداردهای محیطی و پزشکی باشند و اگر استاندارد سازی صورت نگیرد مجوز فعالیت به آنها داده نمی‌شود در حال حاضر نزدیک به 500فقره پروانه کارگاه‌های متمرکز و غیر متمرکز صادر شده است.

رئیس اتحادیه فروشندگان و صادرکنندگان فرش دستباف خراسان رضوی اظهار کرد: بیشتر قیمت و بهای تمام شده فرش دستباف صرف دستمزد می‌شود و اگر حمایتی که دولت از آن حرف می‌زند شعار نباشد و حمایت صددرصدی صورت گیرد می‌توانیم سهم بازار را مدیریت کنیم و یکی از سیاست‌های بازار تولید فرش دستباف این است که بتواند فرشی تولید کند که همه اقشار بتوانند خرید کنند و به عنوان کالایی مصرفی فرش دستباف را به دیگر فرش‌ها ترجیح دهند.

مخملباف عنوان کرد: 80 تا 85 درصد فرش، دستمزد آن است و اگر حمایتی از طرف دولت انجام شود بسته‌های حمایتی، حمایت از رسته‌های فرش تولید کننده، صادرکننده در بحث معافیت از مالیات انجام شده است از طرفی با ارائه تسهیلات و مواد اولیه خوب موانع از سر راه تولید کننده  و صادرکننده برداشته می‌شود.

وی بیان کرد: وضعیت بازارها در دنیا به خاطر رکود اقتصادی با گذشته تفاوت‌های زیادی پیدا کرده است همچنین شرایط سیاسی بر بازارها حاکم شده و تحریم های ظالمانه بازار فرش را هم متأثر کرده است.

وی افزود: هنوز ورود فرش‌های ایران به آمریکا که بازار سنتی کشورمان به شمار می رود ممنوع است و انتقال پول تجار ایرانی به داخل کشور به سختی صورت می گیرد در سال های اخیر چین و پاکستان با الگوبرداری از طرح های ایرانی به این بازار ورود پیدا کردند. نیروی کار ارزان و تحویل به موقع سفارشات به مشتری، برگ برنده آنها بود.

19 رشته تخصصی فرش دستباف

رئیس اتحادیه فروشندگان و صادرکنندگان فرش دستباف خراسان رضوی گفت: در راستای ارتقای جایگاه فرش دستباف در سطح ملی برنامه هایی نظیر سلیقه یابی مشتری برای ایجاد بازارهای جدید، حمایت مالی از فعالان داخلی، اعزام هیئت های تجاری و چاپ نشریات تخصصی در خارج از کشور اجرایی شده است.

ایجاد شهرک نمایشگاهی فرش دستباف

مخملباف خاطرنشان کرد: فرش دستباف در ذیل خود 19 رشته تخصصی از جمله نقشه کشی، بافندگی، مرمت و قالیشویی را شامل می شود و با توجه به اینکه رشته فرش در دانشگاه‌ها از کاردانی تا دکتری پیش رفته است و دانش اموختگان با تکنولوژی سبک قدیم و جدید آشنا می‌شوند نگرانی برای آینده این حرفه نداریم.

وی اظهار کرد: از دیگر برنامه‌های اتحادیه که با مشارکت اصناف و میراث فرهنگی در حال پیگیری است مرمت بازار فرش مشهد واقع در خیابان خسروی نو است در این طرح بنا داریم بازار را به شکل حجره های قدیم بازسازی و موجبات جذب گردشگران و حفظ بخشی از تاریخ مشهد را فراهم کنیم ازطرفی با جلب مشارکت سرمایه گذاران شهرک نمایشگاهی فرش دستباف خراسان رضوی را در مشهد راه اندازی خواهیم کرد.

رئیس اتحادیه فروشندگان و صادرکنندگان فرش دستباف خراسان رضوی تصریح کرد: در آینده انجمن طراحان فرش دستباف در استان خراسان رضوی راه اندازی خواهد شد در حال حاضر 60درصد طراحان قالی استان پروانه فعالیت دارند.

وعده‌هایی که محقق نشده است

یکی از قالیبافان فرش دستباف نیز درخصوص مشکلات قالی بافان گفت: 50سال است که به بافندگی مشغول هستم اما متاسفانه هنوز از بیمه و مزایای دیگر برخوردار نیستم.

وی افزود: در گذشته مشکلات زیادی داشتیم اما امروز بهتر شده است اما نه انطور که یک بافنده انتظار دارد من الان در سن بازنشستگی قرار دارم  اما هنوز به کار قالی بافی مشغول هستم روزی 10تا 12 ساعت پشت دار قالی هستم چرا که هر روز که کار نکنم نمیتوانم خرج زندگیم را تامین کنم.

این هنرمند قالی باف  تصریح کرد: نقش قالی نسبت به گذشته پرکار، ظریف، شلوغ و متنوع شده است از طرفی نخ‌های امروز نیز ظریف و نرم شده است.

یکی دیگر از قالی بافان  اظهار کرد: اینقدر کار می‌کنم که از گشنگی نمیرم و دستم را جلوی کسی دراز نکنم من از 6سالگی کار قالی بافی را شروع کردم به همین دلیل حرفه دیگری نداشتم تا سراغ کار دیگری بروم و امروز که به مرز بازنشستگی رسیده ام مشکلات زیادی دارم.

وی افزود: دولت باید به دنبال ما باشد تا هنرمان را عرضه کنیم اما متاسفانه برای یک وام کلی مشکلات داریم طراحی و بافت دست خودمان است ما قالی بافان گذشته عملی کار می‌کنیم چرا که از کودکی با قالیبافی بزرگ شده ایم اما کسانی که تازه می‌خواهند وارد این حرفه شوند نمی‌توانند هنر خود را در این کار به درستی استفاده کنند قالی بافی عشق و علاقه و سلیقه می‌خواهد.

وی گفت: ما هنرمندان قالیباف هنر داریم اما حمایت نداریم بنابراین اگر حمایت از سوی دولت صورت گیرد بهترین هنر و طرح‌های خود را به نمایش خواهیم گذاشت، زمانی که ما بچه بودیم شغل دیگری نبود به همین خاطر وارد این شغل شدیم  بیمه می‌گوید 10میلیون بده تا برجی 200تومان بدهیم، قالی بافی که رفته کنار و بازنشست شده است باید حقوق بازنشستگی دریافت کند نه اینکه در کنار خیایان دستش دراز باشد هنرمندان قالی باف حاضر هستند در خیابان آشغال جمع کنند اما این کار را ادامه ندهد می‌گوید اشغال جمع کردن پول بیشتری دارد.

این قالی باف خاطرنشان کرد: این کار اگر دستمزد خوبی داشته باشد بچه‌های ما نیز این حرفه را پیگیری می‌کنند اما متاسفانه چون حمایتی از طرف دولت وجود ندارد نه تنها بچه‌ای ما به دنبال این شغل نمی‌ایند بلکه هنرمندانی که به این حرفه اشتغال دارند نیز روز به روز ناامید تر از گذشته می‌شوند و ترجیح می‌دهند سراغ مشاغل دیگر بروند.

گزارش از مرجان شریعت

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/456247

 




[ پنج شنبه 93/6/27 ] [ 8:15 عصر ] [ مرجان ] نظر
ادامه قصه تعطیلی سینما بهمن و شهر مشهد/جوانان گلشهری خواهان احیا

تسنیم گزارش می‌دهد/

ادامه قصه تعطیلی سینما بهمن و شهر مشهد/جوانان گلشهری خواهان احیای سینما

خبرگزاری تسنیم: تعطیلی برخی سینماها در مشهد و عدم بازگشایی آنها و همچنین فقدان امکانات سینمایی در مناطق پائین شهر مشهد مهمترین دغدغه جوانان این مناطق است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد مقدس، بیست ‌ویکم شهریورماه در تقویم فرهنگی ایران به ‌نام " روز ملی سینما " نام‌گذاری شده است و امسال سینمای ایران 115ساله شد بماند که در این 115 سال چه بر سینمای ایران آمد و چه تغییراتی در ان ایجاد اما شاید بد نباشد بدانید که نخستین سالن سینمای ایران در سال1279 با نام " سینما سولی" در شهر تبریز تاسیس شد؛ البته این سینما به ‌دلیل دسترسی‌نداشتن به فیلم‌های جدید، در سال ‌1295 تعطیل شد و نخستین فیلم بلند سینمایی ایران به نام «آبی و رابی» در سال‌1308 توسط آوانس اوگانیانس، با فیلم‌برداری خان ‌بابا معتضدی ساخته شد.

نخستین سینمای مشهد در سمت شمال‌شرقی خیابان تهران کاروان‌سرای بزرگی بود که زمان جنگ جهانی دوم تبدیل‌به سینمای موقتی شده و نور آن از‌طریق فانوس تامین می‌شد سال‌های‌1310 تا 1320 در خیابان ارگ اولین سینما به نام "سینما دیده‌بان"  تأسیس شد و بعدها سینماها افزایش یافت و به حدود 10سینما رسید که به نام‌های دیاموند، هما، ایران، فردوسی، متروپل، کریستال و... شناخته می‌شدند.

اما امروز با گذشت تاریخ شاهد رکود سینماها در شهر مشهد هستیم بطوری که امروز تنها چند سینمای فعال بیشتر در شهر مشهد وجود ندارد که انها نیز بیشتر جشنواره ای شده اند شاید علت اصلی این امر نبود فیلم های مناسب و رغبت مردم به سینما باشد از طرفی سینماهای مشخد همه در مناطق برخوردار و یا در مرکز شهر ساخته شده اند و با وجود گسترش شهر مشهد در مناطق کم برخوردار شهر که اتفاقا از جمعیت بالاتر جوانان و نوجوانان برخوردار هستند شاهد فعالیت سینما نیستیم البته این بدین معنا نیست که در این مناطق سینما وجود نداشته باشد.

در سال 1374 نخستین سینمای کوچک پس از انقلاب با ظرفیت 200 صندلی با عنوان "شهر قصه" در منطقه گلشهر مشهد به بهره برداری رسید، اما چند سال بعد به مؤسسه "سینما شهر" فروخته شد و تا به امروز این سینما تعطیل است و سینما بهمن نیز با سه سالن در منطقه خواجه ربیع قرار دارد و سرنوشت آن نیز با تعطیلی گره خورده است از سینما آسیا، هما و مولن روژ نیز که زیر نظر کمیته امداد بودند امروز تنها ساختمانی متروکه باقی مانده است.

سینماهای رسالت، پیام و سینما تئاتر گلستانه هم مدتی در نقاط مختلف مشهد راه‌اندازی شدند که پس از چند سال به دلیل رعایت نکردن ضوابط و مقررات سینماسازی تعطیل شدند اما این پایان کار سینماهای مشهد نبود چرا که در سال1380، سینما مهران با ظرفیت 400 صندلی شروع به کار کرد و بعد از مدتی تعطیل شد و امروز هم شاهد تعطیلی سینما پیروزی هستیم، سینمایی که در شهریور ماه 1387 با ظرفیت 220 صندلی به بهره برداری رسید حال چه بر سر دیگر سینماهای ما خواهد آمد مشخص نیست.

جوانان مناطق کم برخوردار گلشهر و خواجه ربیع  محروم از سینما

به مناسبت روز سینما گشت و گذاری در حوالی سینماهای تعطیل شده شهر مشهد داشتیم سینماهایی که امروز تبدیل به مخروبه شده اند و یا سرنوشتشان مانند سینمای مهران  تغییر کرده است و به مرکزی تجاری تبدیل شده است و سینمای بهمن و شهر قصه که خاک می‌خورند و امروز به مکانی امن برای کارتن خواب‌ها و معتادین تبدیل شده است.

سینماهایی که روزی برای خود رفت و آمدی داشتند و در مناطق کم برخوردار شهرجلوه گری می‌کردند و مردم شهر با اکران فیلم های آن خاطرات زیادی در انجا دارند امروز تبدیل به مخروبه شده اند مخروبه ای که حتی قفل و زنجیر هم نتوانسته است از ان محافظت کند، ساختمان هایی قدیمی که دیگر نه برای ان ها صندلی مانده، نه شیشه ، و نه حتی حرمت هنر ساختمان‌هایی زوار رفته که امروز تنها بخشی از خاطرات زنان و مردان این شهر شده اند و نگاه های افسوس کودکان و نوجوانان این منطقه از شهر که امروز به جای تماشای فیلم و آموزش فرهنگی که می‌تواند برای کودکان مناطق کم برخوردار شهر فرهنگ ساز باشد تبدیل به استراحتگاه کارتن خواب‌ها و معتادین شده است.

از همین رو گفت وگویی با شهروندان منطقه گلشهر و خواجه ربیع داشتیم که در زیر می‌خوانید.

سمیرا میرزایی یکی از جوانان منطقه گلشهر است می‌گوید: زمانی که کوچکتر بودم این مکان برایم خرابه ای بیش نبود بزرگتر که شدم فهمیدم که اینجا قبلا سینما بوده است سینمایی به نام  شهر قصه همیشه افسوس می‌خورم وقتی می‌بینم جوانان و نوجوانان این منطقه در اوج محرومیت قرار دارند و این سینما با این وضعیت دارد رو به ویرانی است حداقل اگر سینماداری درآمد ندارد این مکان را تبدیل به ورزشگاه و یا مکانی فرهنگی تبدیل کنند تا کودکان و نوجوانان این منطقه مجبور نباشند اوقات فراغت خود را در کوچه پس کوچه‌ها بگذرانند و جوانان وقت خود را به بطالت بگذرانند.

قاسم حسینی یکی دیگر از جوانان منطقه می‌گوید: زمانی که اینجا تعطیل شد را به خاطر دارم تا قبل از تعطیلی همیشه آخر هفته با دوستانم به سینما می‌رفتیم اما امروز که تشکیل خانواده داده ایم  سالی یک بار هم به سینما نمی‌رویم  بچه های من با سینما غریبه هستند اصلا نمی‌دانند سینما چطور جایی است چون سینماهای سطح شهر از منطقه ما خیلی فاصله دارند به همین دلیل فرصت نمی‌شود که فرزندانم را به سینما ببرم با وجود اینکه خیلی اهل فیلم تماشا کردن هستم ترجیح می‌دهم از کلوپ فیلم بگیرم و با اعضای خانواده در منزل تماشا کنیم.

سرافرازی مغازه داری است که در حوالی این سینما مغازه دارد می‌گوید: مردم این منطقه به تفریح و سینما نیاز دارند اگر این سینما دوباره راه اندازی شود و البته همانند دیگر سینماها اکران هایش به روز باشد مطمئنا مردم این منطقه از ان استقبال می‌کنند در حال حاضر که این سینما تبدیل به زباله دان مردم و محلی برای معتادین تبدیل شده است حداقل اگر نمی‌خواهند سینما را راه اندازی کنند این مکان را مخروبه نگذارند این سینما 9 سال است که تعطیل شده است اگر می‌خواستند می‌توانستند آن را به مکانی فرهنگی آموزشی تبدیل کنند.

علی تیموری از کسبه منطقه خواجه ربیع مشهد است می‌افزاید: هر چند مردم منطقه خواجه ربیع کمتر به سینما می‌روند اما منطقه آرامگاه خواجه ربیع زائر خیز است و روزانه پذیرای زائران بسیاری است اگرسینما بهمن همانند دیگر سینماهای سطح شهر فعالیت کند و اکران هایش همانند دیگر سینماها به روز باشد فروش خوبی خواهد داشت و قطعا  جوانان این منطقه و مدارسی که در این منطقه وجود دارد دیگر مجبور نیستند کرایه راه بدهند و در این ترافیک و شلوغی شهر به سطح شهر مراجعه کنند بچه های این منطقه از شهر هم به سینما نیاز دارند امام متاسفانه امروز تمام سینماهای فعال شهر در مرکز شهر قرار دارد.

سینما آسیا بنایی قدیمی در منطقه تاریخی ارگ

سینما اسیا یکی از سینماهای قدیمی شهر مشهد است که در منطقه تاریخی و قدیمی ارگ مشهد قرار دارد هرچند امروز کسی از این سینما یادی نمی‌کند اما هنوز سر درب سینما پابرجاست و هویت خود را حفظ کرده است.

از مردمی که در خیابان ارگ رفت و آمد دارند وقتی درباره سینما آسیا سوال می‌کنم اظهار بی اطلاعی می‌کنند اما به سراغ قدیمی‌های محله ارگ که می‌روم اکثرا خاطرات خوبی از سینما آسیا دارند.

حسینی یکی از ریش سفیدان محل است می‌گوید: به خاطر دارم زمانی آخر هفته‌ها کوچه سینما آسیا رفت و آمد زیادی بود و اکثر مردم برای تماشای فیلم به سینما می آمدند آن زمان بسیاری از مردم در خانه تلویزیون نداشتند به همین دلیل به سینما زیاد مراجعه می‌کردند آن زمان فیلم‌های خوبی در سینما اکران می‌شد اما آن طور که باید سرمایه گذاری روی این سینما انجام نشد عده‌ای می‌گفتند صاحب سینما ورشکسته شده است اما می‎‌دانم این سینما امروز تحت پوشش کمیته امداد است.

وی افزود: سینما آسیا از سینماهای قدیمی مشهد است و ساختمان آن نیز بسیار قدیمی و زیبااست اما متاسفانه رها شده است و هیچ اعمال قانونی مبنی بر راه اندازی مجدد و یا تبدیل به بنایی تاریخی که اکثر مردم مشهد در ان خاطره دارند نشده است حداقل می‌توانستند این سینما را بازسازی کنند و در قالب همان آسیای قدیم به مرکزی برای هنرجویان رشته سینما و سینماداری تبدیل کنند متاسفانه در شهر مشهد نظیر این ساختمان‌ها بسیار وجود دارد اما هر کدامشان روبه نابودی هستند و خاطرات مردم نیز با تخریب انها به فراموشی سپرده می‌شود.

از جمله سینماهای قدیمی مشهد می‌توان به سینما باغ ملی، ملی(هما)، دیده‌بان(ایران)، مایاک(فردوسی)، شهرزاد، طوس(محل فعلی هتل سپید)، خیام(درمانگاه رازی فعلی)، جهان(متروپل)، کریستال، رادیوسیتی، آسیا، سعدی و مولن‌روژ در مشهد اشاره کرد اما تعداد این سینماها امروز در شهر مشهد روبه کاهش است به طوری که امروز تنها سینمای آفریقا، هویزه، سیمرغ و قدس فعالیت دارند.

از سینما دیاموند دیروز تا هویزه امروز

22 اردیبهشت ماه 1347 خورشیدی «وارطان پطروسیان» سینمایی را با دو هزار و200 صندلی در مشهد احداث کرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی و پس از یک دوره رکود کوتاه، کار سینما دوباره رونق گرفت "دیاموند" هم مثل "شهر فرنگ" و "آریا" بعد از انقلاب پس از مدتی خاک خوردن مشغول به کار شد در همین ایام "دیاموند" را "هویزه" نامیدند و "هویزه" همگام با سینمای ایران پیش  ‌رفت و از سینمای انقلاب و سینمای جنگ تا سینمای روشنفکری اواخر دهه 70 و حتی در سینمای پیش پا افتاده و سطحی نیمه دوم دهه 80 شاهد حضور پررنگ "هویزه" در شهر مشهد بوده‌ایم هرچند هویزه به درخشش دیاموند نرسید اما امروز سینما هویزه بزرگ‌ترین و مدرن‌ترین پردیس سینمایی ایران است.

هویزه پنج سالن نمایش دارد که همگی مجهز به سیستم آپارات دیجیتال 35 میلیمتری و full HD و صدای دالبی‌ساراند هستند و یکی از سالن‌ها نیز امکانات پخش فیلم‌های سه بعدی دارد از دیگر امکانات این پردیس سینمایی می‌توان به کافه سینما، سینما گالری، دو واحد کافی‌شاپ، کافی‌نت مجهز و رایگان، پله‌برقی، سرویس‌های بهداشتی، نمازخانه و مدرن‌ترین سیستم‌های سرمایش و گرمایش و برق اضطراری و اطفای حریق اشاره کرد همچنین بزرگ‌ترین پرده سینمای ایران و نیز بزرگ‌ترین تلویزیون شهری سینمایی کشور از دیگر وجوه تمایز این مجموعه است.

مردم شهر مشهد خاطرات زیادی از سینما دیاموند دارند و حتی هستند کسانی که هنوز هویزه را بانام  دیاموند صدا می‌زنند پدران و مادران ما قطعا خاطرات خوبی از حضور در سالن‌های سینما دیاموند دارند خصوصا اکران فیلم اشک ها و لبخندها که اکثر جوانان آن زمان از اکران این فیلم در سینما دیاموند خاطره دارند.

شاید به این دلیل بیشتر پدر و مادرهای ما از سینماهای قدیم خاطره دارند و برایشان صحبت کردن درباره  سینما جذاب است که آن زمان برخلاف امروز سینما مرکزی برای تجمع دوستان، آشنایی ها و تفریحات خانواده ها بوده است اما امروز کمتر دیده می‌شود که سینما تبدیل به مکانی برای تجمع دوستان و گپ و گفت های آخر هفته باشد مردم امروز کمتر به سینما می‌روند و کمتر فیلم می‌بینند آن هم باوجود فیلم‌های زیادی که هر ماه  بر پرده سینما خود نمایی می‌کنند.

فائقه حاتم نژاد می‌گوید: از سینما دیاموند خاطرات زیادی دارم به یاد دارم نخستین بار برای تماشای فیلم به سینما دیاموند رفتم آن هم به همراه مادر و خاله هایم ان زمان نوجوان بودم و عشق تماشای فیلم های احساساتی و عاشقانه ان زمان سینما خیلی شلوغ بودو با استقبال مردم روبه رو می‌شد به طوری که چند سکانس پخش می‌شد و گاهی برای تماشای فیلم سینما به قدری پر می‌شد که عده ای ترجیح میدادن ایستاده فیلم تماشا کنند.

وی افزود: شاید یکی از دلایل شلوغی آن زمان دیاموند نبود تلویزیون در اکثر منازل بود از طرفی هم جدیدترین و تازه ترین فیلم‌ها در سینما دیاموند اکران می‌شد و چون در بهترین خیابان شهر قرار داشت استقبال زیادی صورت می‌گرفت ما حداقل هر دو هفته ای یک بار با خانواده به سینما می‌رفتیم به یاد دارم برادر به قدری عاشق تماشای فیلم بود که حتی گاهی یک فیلم را چندابار با دوستانش در سینما تماشا می‌کرد.

این شهروند مشهدی می‌گوید: الان غریب به 10سال است که به سینما نرفته ام فیلم‌های تلوییزیون را می‌بینم اما سینما خیلی وقت است که نرفته ام، چون معتقدم سینما محلی برای جوانان است و کمتر افراد مسنی مثل من به سینما می‌روند اما اگر به سینما بروم تمام خاطرات و فیلم هایی که قبلا بر پرده سینما دیده ام در ذهنم تداعی می‌شود.

خاطرات دانش آموزان مشهدی از سینما افریقا

احمد عزتی یکی دیگر از شهروندان مشهدی است او درباره خاطراتش از سینما می‌گوید: اکثر دانش اموزان مشهد از سینما افریقا خاطره دارند اولین باری که برای تماشای فیلم به سینما رفتم از طرف مدرسه بود نمیدانم چه سالی اما به یاددارم که فیلم مدرسه موش ها بود هنوز هم از مدرسه موش ها خاطرات زیادی دارم و امسال که  مدرسه موش های 2 اکران شده است برای تماشای ان با فرزندانم به سینما رفتم اما خاطراتی که آن روزها در سینما افریقا داشتم را هیچوقت فراموش نمی‌کنم مدرسه ما به سینما افریقا نزدیک بود به همین دلیل با دوستانم زیاد به سینما میرفتیم اما متاسفانه چندسال بود که به سینما نرفته بودم تا چند هفته پیش که برای تماشای مدرسه موش ها مجاب شدم به یاد روزهای نوجوانی ام بچه ها را به سینما ببرم.

فاطمه مرادخوانی نیز می‌گوید: سینما افریقا یکی از سینماهایی است که چون محل عبور و مرور مدرسه ام بود همیشه فیلم هایی که اکران میشد را دنبال می‌کردم اما چون در خانواده ای مذهبی بزرگ شدم و پدرم با سینما رفتن مخالف بودند هیچوقت  در ان دوران به سینما نرفتم بعد که بزرگ تر شدم نیز مشغله کار و زندگی مجالی برای رفتن به سینما برایم نبود اما همیشه عشق سینما افریقا داشتم و برایم یک سنبل مهم در شهر مشهد بود سینمایی که حتی یک بار هم داخل ان را ندیده ام.

باید گفت در گذشته سینما فراتر از یک مکان فرهنگی تفریحی برای مردم شهر مشهد بوده است مکانی نوستالژیک، اکشن و عاشقانه مکانی برای آشنایی سینما در گذشته محل برخی اجتماعات نیز بوده است.

شاید یکی از همین سینماهای مخروبه و متروکه شهر روزی خاطره نخستین سینمای زندگی مشترک بسیاری از پدرها و مادرهای این شهر باشد.

و شاید راه اندازی مجدد این سینماها در حاشیه شهر و مناطق کم برخوردار راهگشایی برای بسیاری از معضلات و مشکلات فرهنگی این مناطق باشد.

گزارش از مرجان شریعت

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/496756

 

 




[ پنج شنبه 93/6/27 ] [ 4:24 عصر ] [ مرجان ] نظر
حضور گسترده زائران در حرم رضوی/ امام مهربانیها الگوی زندگی اسلام
به بهانه روز زیارتی حضرت رضا (ع)/
حضور گسترده زائران در حرم رضوی/ امام مهربانیها الگوی زندگی اسلامی
مشهد - خبرگزاری مهر: ای ملجاء و پناهگاه بی‌پناهان 23 ذی القعده روز زیارتی تو رقم خورده است میلیون‌ها عاشق دلشیفته دل‌های مشتاق خود را به شوق زیارتت به آستان مطهرت پیوند ‌زده‌اند و تمام خواسته و نیاز خود را در یک جمله به پیشگاه مقدست ابراز می‌دارند: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع) ...

به گزارش خبرنگار مهر، 23 ذی القعده روز زیارتی امام رضا(ع) است، زیارت یکی از ویژگی های فرهنگ تشیع است و دست کم می توان گفت در هیچ یک از مذاهب اسلامی "زیارت" از چنین جایگاهی برخوردار نیست. احادیث بسیاری از ائمه اطهار(ع) در آداب زیارت وارد شده و فلسفه و هدف آن تبیین شده است.

علامه مجلسی می گوید: زیارت حضرت رضا(ع) در روزهای مقدس اسلامی افضل است؛ خصوصا روزهایی که اختصاص به آن حضرت دارد مثل روز ولادت (11 ذی القعده) و روز شهادت آن حضرت (مطابق مشهور آخر ماه صفر). سپس از کتاب اقبال مرحوم سید بن طاووس استجابت زیارت آن حضرت را در روز 23 ذی القعده (طبق روایتی روز شهادت آن حضرت) نیز نقل می کند.

از این رو بیست و سوم ذیقعده روز زیارتی امام رضا(ع) خیل عظیمی از ارادتمندان و مشتاقان، خود را از راه دور و نزدیک به آستان مقدس حضرت رضا(ع) می‌رسانند‌ تا در این روز به پیشگاه ایشان اظهار احترام و ارادت کنند.

سیره امام رضا(ع) بر ارادتمندان و عاشقان فرهنگ رضوی پوشیده نیست از این رو برخود واجب دانستیم تا نیم نگاهی به سیره اجتماعی امام رضا(ع) و نحوه نگرش ایشان به جایگاه فرهنگ با توجه به نامگذاری سال "اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی" از سوی مقام معظم رهبری داشته باشیم فرهنگی که می‌تواند بر خاسته از فرهنگ رضوی و درسی  از مکتب امام رضا(ع) باشد و روز زیارتی امام رضا(ع) نه تنها ثواب زیارت دارد بلکه می‌تواند آموزشگاهی برای بهره گیری از رهنمودها و بیانات امام رضا(ع) در سیره و منش زندگی ما نیز باشد.

حجت الاسلام  محمدعلی فیض‌آبادی، مدرس حوزه و دانشگاه در گفتگو با خبرنگار مهر می‌گوید: زمانی که به رابطه اجتماعی امام رضا(ع) نگاه می‌کنیم می‌بینیم چند اصل کلیدی بسیار مهم در روابط ایشان وجود دارد یکی از این نکات کلیدی مسئله احترام است احترامی که امروز در جامعه ما رنگ باخته است.

وی می افزاید: امام رضا(ع) به همه افراد احترام می‌گذاشتند و هر شخصی که به دیدار ایشان می‌آمدند امام  دست رد به سینه آنها نمی‌زد و در این رفتار امام نکته بسیار باارزشی وجود دارد به نام انسانیت، از طرفی امام رضا(ع) روحیه بخشندگی داشتند که بالاترین قله فضائل در رابطه با امام رضا(ع) بخشندگی است بدین معنا که دست دیگران را گرفتن و کمک کردن، در روایتی از یکی از یاران امام نقل شده است، مرد تازه از سفر آمده بود و هیچ پولی به همراه نداشت نزد امام رضا(ع) رفت و به ایشان گفت من آدم بی پول و فقیری نیستم اما الان پولی به همراه ندارم مبلغی به من قرض بدهید تا در اسرع وقت آن را بازگردانم  یا از طرف شما آن را صدقه بدهم، امام رضا(ع) پول را دادند و به آن مرد فرمودند نیاز نیست پس بدهی این پول ما خودت در این زمان بود که امام رضا(ع) پول را از بالای در دادند از ایشان سوال شد چرا از بالای در دادید گفتند: نمی‌خواهم آن مرد چشمانش به چشمان من بیافتد و خجالت بکشد این روایت به ما می‌آموزد که به گونه ای به دیگران کمک کنیم که عزت و کرامت انسان‌ها حفظ شود.

مدرس حوزه و دانشگاه بیان می‌کند: کرامت و عزت انسان‌ بدین معنا است که گاه در روابط اجتماعی ما کمک به دیگران وجود ندارد منتظر هستیم تا دیگران به ما کمک کنند از طرفی بعضی افراد گاه کمک می‌کنند اما کرامت و عزت انسان را خدشه دار می‌کنند بنابراین کمک به همنوع با در نظر گرفتن حفظ کرامت و عزت اشخاص باید صورت گیرد.

تمام زندگی ما در ابعاد گوناگون وابسته به فرهنگ اسلامی است

حجت الاسلام فیض‌آبادی ابراز می‌کند: یکی دیگر از رفتارهای اجتماعی، مسئله عقبه اجتماعی است در جامعه ای که زندگی می‌کنیم روزانه با انسان‌های زیادی در ارتباط هستیم که حفظ ادب یکی از رفتارهای اجتماعی است بگونه ای که امام رضا(ع) حتی پاهایشان را جلوی دیگران دراز نمی‌کردند، روایت داریم میان حرف دیگران نمی‌پریدند و با زبان خود کسی را آزار نمی‌دادند این رفتارها آداب اجتماعی است و تمامی انسان‌ها باید در جامعه آداب اجتماعی را رعایت کنند.

وی می‌گوید: یکی دیگر از روابط اجتماعی که مطرح است رفع مشکلات مردم و کمک کردن به آنها است در سیره اجتماعی امام رضا(ع) به آن توجه زیادی شده است و در مرکز همه این روابط بخشندگی و انفاق وجود دارد.

مدرس حوزه و دانشگاه بیان می‌کند: بحث فرهنگ که مطرح می‌شود تمام کارهای اهل بیت از سیره شان چه سیره علمی و چه سیره عملی رفتارهای آنان بر می‌گردد به مقوله فرهنگ، نیاز نیست بگوییم فرهنگ از منظر امام چیست بلکه تمام زندگی ما در ابعاد گوناگون وابسته می‌شود به فرهنگ اسلامی ، روایت شده است از امام رضا(ع) پرسیدند چه کنیم که فرهنگ اهل بیت در زندگی ما نهادینه شود امام فرمودند: " رحمه الله ابدا و احیاو امرنا " خدا رحمت کند بنده ای که امر اهل بیت را زنده کند سوال کردند: زنده کردن امر شما چیست؟ فرمودند:علوم ما را یاد بگیرید و به دیگران نیز بیاموزید.

حجت الاسلام فیض‌آبادی با بیان اینکه علوم همه بر اساس فلسفه نیست تصریح می‌کند: سیره زندگی کردن، نحوه غذا خوردن، مهمان نوازی، زندگی سالم این ها بخشی از علوم اهل بیت(ع) است و باید آنها را در دنیا منتشر کنیم و به گوش مردمی که در دورترین نقاط افریقا و استرالیا و آمریکا زندگی می‌کنند برسانیم امام رضا(ع) فرمودند اگر مردم محاسن کلام مارا بدانند تاثیرات زیادی در دنیا خواهند داشت اگر خوبی ها را نشر دهیم علوم و فرهنگ اسلامی و رضوی نیز به خودی خود نشر پیدا می‌کنند.

وی می افزاید: زندگی اهل بیت(ع) فرهنگ دینی است و باید آن را زنده کنیم و ارزش انسان به تقوا، خوبی و زیبایی است روابط اجتماعی دامنه گسترده ای دارد که خانواده، فرزندان، مردم، روابط فرهنگی و اقتصادی همه بخشی از ارکان آن هستنداما برای انکه در جامعه تاثیر گذار باشیم باید نسبت به سیره اهل بیت شناخت داشته باشیم اگر کسی به ما بدی کرد به او خوبی کنیم، اگر کسی در خیابان جلوی ماشین ما پیچید به او اهانت نکنیم، اگر کسی به خاطر مسئله ای به ما اهانت کرد ولو مسئله بزرگی باشد در مقابل او کوتاه بیاییم رعایت این مسائل در رفتارهایمان و تغییر نگرش در رفتارهای روزمره همه نوعی فرهنگ سازی است.

مدرس حوزه و دانشگاه خاطرنشان ‌می‌کند: اصول زندگی اهل بیت باید در بین مردم مطرح و نهادینه شود و هدف مقام معظم رهبری از نامگذاری امسال به سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی نهادینه کردن فرهنگ و اصول آن در بین اقشار مختلف جامعه است.

تبیین سیره رضوی مورد غفلت قرار گرفته است

حجت الاسلام محمد الهی خراسانی، استاد حوزه و دانشگاه نیز می‌گوید: شایسته است تأملی در روابط اجتماعی خود داشته باشیم و ببینیم آیا معاشرت‌های ما رئوفانه و مهربانانه است، اگر معاشرت‌های ما حسابگرانه یا خصمانه باشد دیگر با منش امام سنخیتی ندارد؛ رأفت یعنی مهربانی، مدارا، گذشت و چشم پوشی، با توجه به روایت حضرت رضا(ع) که "مؤمن رأفتش را حتی از غیر مؤمن دریغ نمی کند" می توان به این نکته رسید که برائت از دشمنان خدا مسئله ای است و مهربان بودن با همه خلایق و نداشتن کینه نسبت به آنان مسئله ای دیگر؛ چه رسد به این که آن فرد برادر دینی باشد.

وی با یادآوری عشق و ارادت مردم نسبت به امام رضا(ع) بیان می‌کند: برخی از این اظهار ارادت‌ها و ابراز شوق‌ها، متأسفانه به پیروی در رفتار تبدیل نمی‌شود و در حد ارتباط عاطفی با حضرت باقی می‌ماند که این امر در بسیاری از موارد به سبب ناآگاهی از چگونگی پیروی از سیره حضرت است.

حجت الاسلام الهی خراسانی ادامه می‌دهد: سیره رضوی منبعی بسیار غنی برای استخراج سبک زندگی دینی است و از آنجا که حضرت به منصب ولایت عهدی رسیدند، بسیاری از مورخان حالات و رفتارهای ایشان را با جزئیات نقل کرده اند، اما با این وجود، بسیاری از این معارف تا به زبان روز و در قالب‌های امروزی مطرح نشود قابل تمسک و پیروی نیست و متأسفانه هنوز دست اندرکاران فرهنگی، این معارف را با توجه به اقتضائات زندگی امروزی مردم تبیین و تبلیغ نکرده اند.

حجت الاسلام محمد حسین مهدوی مهر، قائم مقام جامعه المصطفی العالمیه در ادامه می‌گوید: امام رضا(ع) را به نام ولی تعامل لقب داده اند به طوری که دوستان و دشمنان آن حضرت همه نسبت به آن حضرت ارادت داشتند و از وی راضی بودند به طوری که دشمنان عیب جو نیز نسبت به ایشان توانایی عیب جویی نداشتند و یکی از دلایلی که امام رضا(ع) ولایت عهدی را از مامون قبول نکردند تعامل با مردم بوده است حضرت خواسته اند جنبه اخلاقی و عطوفتی که بین ایشان با مردم بوده است همچنان برقرار باشد چرا که در جایگاه حکومتی تعامل حضرت برای او مشکلات، تنگنا و محدودیت ایجاد می‌کرد.

امام رضا (ع) نمونه بارز اخلاق اجتماعی و فرهنگ اسلامی

وی می‌افزاید: امام رضا(ع) همانطور که از اسمشان نیز برخواسته است در تعاملاتشان همیشه به دنبال رضایت مردم بودند و رضایت مردم را همیشه در نظر داشتند.

حجت الاسلام مهدوی مهر عنوان می‌کند: آنچه در سیره امام رضا(ع) از همه برجسته تر است اخلاق آن امام است که ویژگی امام رضا(ع) حتی بعد از شهادت ایشان نیز در روضه منوره ان حضرت ملاحظه می‌شود و امروز افراد با ادیان و فرهنگ‌های مختلف به زیارت ایشان مشرف می‌شوند و حضرت آنها را می‌پذیرد نقل شده است در زمان ساخت و سازهای حرم مطهر رضوی که شیخ بهایی سازنده اصلی آن بوده است شیخ تصمیم می‌گیرد برای دوری افراد گناه کار و ناپاک از حرم مطهر رضوی طلسمی را در سر درب صحن قدیم (انقلاب امروز) بنویسد و حک کند تا مخالفین آن حضرت و مذاهب دیگر نتوانند به حرم رضوی ورود داشته باشند اما امام را خواب می‌بیند در حالی که با این کار وی مخالفت می‌کنند و می فرمایند همه کسانی که بی پناهند و می‌خواهند به خدا پناه اورند ما پناه آن‌ها هستیم از این رو امروز مشهد الرضا شهر همه مسلمانان جهان و مدینه فاضله همه دلهای شکسته و پناهگاه تمامی عاشقان امامت و ولایت است.

قائم مقام جامعه المصطفی العالمیه می‌گوید: نسبت به مسئله فرهنگ آنچه در زمان امام رضا(ع) بود چه در زمان قبل و چه در دوران ولایت عهدی آن حضرت که ایشان را به خراسان کشاند و مسئله تعامل با ادیان، امام رضا(ع) همواره الگویی برای تمامی ادیان بوده است.

وی تصریح می‌کند: اگر خواسته باشیم فرمایش مقام معظم رهبری را در بحث فرهنگ جدی بگیریم و به ابعاد آن توجه کنیم باید ببینیم امامان ما در زندگی به چه نکاتی بها می‌دادند و به مسائلی بها نمی‌دادند و ما آن ها را سیره و روش زندگی خود قرار دهیم، مسئله پررنگ شدن اخلاق و رفتار امام یکی از مهمترین مسائلی است که باید در جامعه به آن توجه کنیم متاسفانه به جهاتی در بین خواص این مسئله کم رنگ شده است و متاسفانه به آن توجه کافی نمی‌شود.

حجت الاسلام مهدوی مهر اظهار می‌کند: آنچه امروز در جامعه نیاز داریم تصویر زیبایی از اسلام است و هر مسلمانی باید تصویر و مینیاتوری کوچک را در ذهنش با تمام ظرافت‌های اسلام و یک مسلمان واقعی در خود داشته باشد،اگر همه آحاد جامعه به ویزه دولت مردان و مردم چنین شخصیتی را در خود ایجاد کنند" تصویری از اسلام و مسلمان واقعی "  خود به خود به سمت و جریانی حرکت خواهند کرد که اسلام انتظار آن را دارد و جامعه به فرهنگ به معنای غنی ان توجه داشته باشدو از شخصیت امام رضا(ع) سرمشق بگیرد و خود را به آن آراسته کند شاهد تغییر رنگ و وجوه جامعه خواهیم بود.

وی بیان می‌کند: نسخه امسال مقام معظم رهبری برای جامعه با توجه به شرایط و نیازهایی که در جامعه احساس می‌شد شکل گرفته است و مردم نیز برای تحقق عزم ملی و جهادی باید با بهره گیری از سیره و فرهنگ رضوی گام بردارند و رهبری دعوت کردند مردم را به توانمندی  چرا که مردم  جامعه اسلامی این پتانسیل را دارند و با گسترش فرهنگ می‌توان به بسیاری از مسائل از جمله اقتصاد دست یافت و برای تمامی مسلمانان جهان می‌توان جامعه ای نمونه و مدینه فاضله  بود.

این روزها دل میلیون‌ها انسان مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و غیرشیعه طوفانی است و حرم آقا را می طلبد خوشا به حالمان اگردر 23ذی القعده با ترنم دلنواز زیارت جامعه کبیره مدهوش شویم خوشا به حالمان اگر در زیر باران معانی بلند زیارت امین الله از خود به امام رضا(ع) و از امام رضا(ع) به خداوند پل بزنیم و مهمترین خواسته هایمان را با زیبایی بی کران تصور شده در آن بخوانیم. و خوشا به احوال مان اگر در سفره کرامت امام رضا(ع) میهمان شویم سیره و فرهنگ و معرفت رضوی شویم.

...........................................

گزارش: مرجان شریعت

 

http://www.mehrnews.com/detail/News/2372629




[ پنج شنبه 93/6/27 ] [ 4:15 عصر ] [ مرجان ] نظر
فریاد جهان اسلام در حمایت از مردم بیدفاع فلسطین


امروز روز قدس است ...
فریاد جهان اسلام در حمایت از مردم بی‌دفاع فلسطین

با صدای انفجاری مهیب از خواب بیدار می‌شود صدای داد و فریاد پدرو مادر وبرادرانش او را در بهت قرار می‌دهد دنیای کودکی اش جایی برای فهم، رعب و وحشتی که در میان اهل خانه حاکم است ندارد، مادر کودکش را به آغوش می‌کشد تا با دیگر اعضای خانواده خانه را ترک کنند و به پناهگاه بروند...
انفجارها ادامه دارد و بمب‌ها یکی پس از دیگری به زمین اصابت می‌کند در یک چشم بهم زدن دیگر نه صدای فریاد پدر شنیده می‌شود و نه صدای گریه و فریاد‌های کودکان ...
دختربچه 5ساله فلسطینی درحالی که غرق خون است در آغوش مادر جان می‌سپارد،و دیگر اعضای خانواده نیز شهید می‌شوند.
مادر می‌ماند با جنازه 4شهید ...
اشک‌ها و فریادهای مادر تمامی ندارد، اما این اشک‌ها در میان صدای آژیر آمبولانس و مجروحانی که هر لحظه تعدادشان بیشتر و بیشتر می‌شود گم است.
نوار غره این روزها مملو از وقایع اسفناکی است که دل‌ هر مسلمانی را به لرزه در می‌آورد این روزها غزه، تبدیل به رمضانی خونین شده است، رمضانی که در تاریخ ماندگار خواهد ماند .
آری ، این روزها خون و اشک همراه غیر نظامیانی است که گرفتار جنگی نابرابر شده اند جنگی که یک طرف آن مردم بی‌گناه فلسطین است و طرف دیگر رژیم صهیونیست و سران امریکایی و دولت مردان عرب ...
اما مردم مسلمان و مظلوم فلسطین باید بدانند که هیچگاه تنها نخواهند ماند چرا که پشت سر آنها میلیون‌ها مسلمان در سراسر جهان ایستاده اند و در روزی که روز فریاد خواهی ملت مسلمان جهان در حمایت از مظلومیت زنان و کودکان بی دفاع فلسطین است به میدان آمده اند و شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل سر می‌دهند.
امروز جهان شاهد یک موج بزرگ است موجی از انسان‌ها با زبان‌ها و گویش‌ها، مذاهب و عقاید متفاوت و جغرافیایی که همه حول یک کلمه (قدس) می‌چرخد.
آنچه امروز در جهان رقم می‌خورد حرکت جهان اسلام است فریادهایی که نشان می‌دهد سکوت سران و سلطه گران جهانی پایدار نخواهد ماند آری هنوز هم آخرین جمعه رمضان در تاریخ جهان اسلام به نام روز قدس ثبت شده است روزی که امام خمینی (ره) در روز 16 مرداد سال 1358 مصادف با سیزدهم رمضان 1399 همزمان با شروع دور تازه‌ای از جنایات بی‌رحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی در لبنان طی پیامی، روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان را به عنوان "روز جهانی قدس" تعیین کرد و جهان اسلام را به همبستگی اسلامی در این روز فراخواند و امروز مسلمانان جهان به پاخواسته اند تا مظلومیت مردم بی‌گناه فلسطین را به گوش جهانیان برسانند و بگویند سکوت در برابر جنایات رژیم صهیونیستی پایدار نیست و جهان اسلام در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و غزه بر می‌خیزد...
امروز روز فریاد و روز اعتراض است، بیش از سه هفته است که مردم بی‌گناه و بی‌پناه فلسطین به ویژه در نوار غزه، در عین مظلومیت و بی‌پناهی با خون و اشک و گلوله افطار می‌کنند.
این روزهاف رمضان خونین غزه وجدان هر انسانی را جریحه دار و داغدارمی‌کند تصاویرتکان دهنده ای که این روزها از رسانه‌های جهان پخش می‌شود...
نگاه بهت زده زنان و مردان بی‌گناه فلسطینی، اشک‌ها و فریادهای مادران بی دفاع و کودکان بیگناهی که سرخ و خونین در آغوش پدران غم زده خویش سفر مرگ را تجربه کرده‌اند و طعم شهادت را در سنین خردسالی چشیده اند به قدری تکان‌دهنده است که وجدان هرانسانی را بیدار می‌کند اما چرا تکانی در وجدان ترک‌خورده ابرقدرت‌های مدعی حقوق بشر ایجاد نمی‌شود چرا ابرقدرت‌های جهان، سازمان ملل، یونیسف، سران کشورهای اسلامی، از خواب بیدار نمی‌شوند چرا باوجود افزایش شمار مجروحان و کشته شدگان این روزهای غزه،‌چرا باوجود کشتار وحشیانه گروه‌های تکفیری و داعش در سوریه و عراق حمایت‌ها ادامه دارد؟! چرا سکوت شکسته نمی‌شود؟ چرا وجدان‌ها بیدار نمی‌شود و هزاران هزار چرایی دیگر...
مردم غیور ایران به پاخیزید ،مسلمانان جهان دست‌هایتان را برای سردادن فریاد مرگ بر امریکاو مرگ بر اسرائیل بالا ببرید. به پاخیزید بیایید امروز که روز جهانی قدس است بیداریمان را به جهانیان اثبات کنیم.
به راستی که امام خمینی (ره) چه زیبا گفتند: روز قدس، روز حیات اسلام است روزی که اسلام را باید احیا کرد، روز قدس که در آخرین روزهای شهر الله اعظم واقع است، سزاوار آن است که همه مسلمانان جهان، از قید اسارت و بردگی شیاطین بزرگ و ابرقدرت ها رهاشده و به قدرت لایزال الله بپیوندند.
و رهبر معظم انقلاب حضرت ایت الله خامنه ای فرمودند: خودتان را برای راهپیمایی روز قدس آماده کنید، آن هم صحنه عظیمی است برای اینکه همه بدانند که ملت ایران در صحنه است، بیدار است، پابرجاست و از هیچ قدرتی و از هیچ قلدری در سطح عالم، باک ندارد.
سال های متمادی است که سعی می شود مسئله قدس فراموش بشود. روز قدس درست تیری است به قلب این توطئه، حرکتی است برای خنثی کردن این توطئه خباثت آمیزی که استکبار و صهیونیسم و طرفداران و همکارانشان دست به یکی کرده اند تا به کلی مسئله فلسطین را به دست فراموشی بسپارند.
با حضور در راهپیمایی روز قدس و حمایت از کودکان بی‌دفاع، زنان و مردان بی‌گناه و مظلوم فلسطین و نوار غزه بیایید بیداریمان را به جهانیان اثبات کنیم...

یادداشت از مرجان شریعت

خبرگزاری تسنیم

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/441660

 

 



[ جمعه 93/5/3 ] [ 1:45 صبح ] [ مرجان ] نظر

::

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه